Skip to Content

تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل...


اینک که به مدد همت و غیرت مردمی، نه تدبیر دولتمردان استان، این پیکرهای مطهر در مرکز حسینیه ایران آرام‌گرفته‌اند، مردم دیار دارالعباده انتظار دارند مسئولان ارشد استان به‌جای تنش‌زایی و تشنج‌آفرینی مکرر، به بزرگداشت این عزیزان پرداخته شود

نسیم صادق؛ شهدا چراغ‌های روشنی‌بخش در جامعه اسلامی‌اند و در این میان، شهدای گمنام و تربت مطهرشان، به سبب غربت و مظلومیت مضاعف، شایسته برترین تجلیل‌ها هستند؛ چه این‌که در هنگامه نبرد و دمیدن در شیپور جنگ که مرد را از نامرد و سره را از ناسره شناخته می‌شود، عاشقانه کنج عافیت را رها کرده به‌سوی دشوارترین میدان‌های خطر شتافتند تا با اهدای والاترین سرمایه خود، برترین نعمت‌های هستی و در رأس آن‌ها آرامش و امنیت دین و میهن را برای دیگران به ارمغان آورند.

    چه بسیار شهدایی که اجساد مطهرشان قطعه‌قطعه شد تا دیگر جان‌برکفان جبهه حق، از میدان‌های مین بگذرند و بر لشکر سیاهی حمله برند.

     چه بسیار شهدایی که ابدان مطهرشان به دست دشمنان کینه‌توز در گورهای دسته‌جمعی دفن شد و پس از سال‌ها چشم‌انتظاری پدران و مادرانشان، به‌عنوان شهدای گمنام راهی کوی و برزن‌ها شدند.

     چه بسیار شهدای گمنامی که پدران و مادرانشان در حسرت آخرین دیدار با پیکر مطهر پاره تنشان چشم از گیتی فروبستند و آرزوی دیدن حتی تکه‌استخوانی کوچک از فرزند برکشیده‌شان را با خود به سرای دیگر بردند.

    پاره‌های تن ملت، مظلومانه پر کشیدند تا نظام اسلامی برقرار و بالنده بماند و بی‌گمان از برترین انتظاراتشان این بود که متصدیان حکومت نیز با پاسداشت آرمان‌های نظام و خون‌های پاک شهدا، مسیر لاله‌های گلگون‌کفن را اگرچه در جبهه‌ای دیگر باصلابت استمرار بخشند...

    اما افسوس و صد افسوس ...

    چندی پیش پس از مدت‌ها چشم‌انتظاری، باقی‌مانده‌هایی بس ارزشمند از هشت کبوتر عاشق از جنس شهدای گمنام میهمان دارالعباده شدند تا بر دیدگان مردم دین‌باور این دیار جای‌گیرند و در صدر نشینند و مرهمی بر دل‌های جریحه‌دار باشند؛ اما افسوس که متصدیانی بی‌اعتنا به دِین عظیم‌ خود در برابر آن‌همه آلاله‌های پر کشیده، با پیکر مطهرشان که هیچ نشانی با خود ندارند، چنان رفتار کردند که «مسلمان نشنود، کافر نبیند»!

    پاره‌‌های تن ملت با نشان بی‌نشانی، چنان مورد کم‌لطفی برخی متصدیان ارشد استان دارالعباده یزد قرار گرفتند، که به‌جای تشکیل «ستاد استقبال از شهدای گمنام استان» ، اقدام به تشکیل «شورای تأمین» کردند! که گویی امنیت استان به مخاطره افتاده!

    در این میان، برخی با شنیدن اخبار غیررسمی از واکنش برخی مسئولان برجسته استان، به انکار آن برخوردها می‌پرداختند و البته بر آنان مذمتی نبود؛ زیرا در باورشان نمی‌گنجید که می‌توان با سرافرازان عرصه جهاد و ازخودگذشتگی و با شهدایی که همه‌ ازجمله همان متصدیان ارشد، امنیت و آرامش و کرسی‌های ریاست را مدیون جانبازی آنان هستند، این‌گونه دور از شأن رفتار کرد.

     رفتاری که حتی دل برخی افراد نامتجانس با نظام و انقلاب را هم به درد آورده و تداعی‌گر این واقعیت تلخ شده بود که «گرسنگ از این حدیث بنالد، عجب مدار».

   همان‌گونه که انتظار می‌رفت، مردم انقلابی و با بصیرت دارالعباده با قیام هوشمندانه خود در آن روز تاریخی، اجازه ندادند تا غربت شهدای گمنام دیارمان بیش از این ادامه یابد و به تبعیت از علمای فرزانه و بزرگان دیارمان، با ورود عاشقانه و عالمانه و تشییع مثال‌زدنی آن مجسمه‌های شهامت و ازخودگذشتگی، با صدای رسا به همگان اعلان کردند که قصور و تقصیرهای برخی مسئولان ارشد استان را به‌حساب مردم انقلابی دارالعباده نگذارند.

    مسئولانی که به‌واسطه وابستگی و اعتقادات بسته حزبی خود، حتی در مراسم تدفین، سوم ، هفتم و ... این پیکرهای مطهر حضور پیدا نکردند و نسبت به شعارهای مردم‌فریب در سخنرانی‌ها و مواضع خود و حتی ادعای نسبت نسبی به شهدای معظم ، بر رسوایی و روسیاهی خود افزودند.

     اما جای بسی شگفتی است که همان برخی مسئولان، همچنان بر رویکرد ناصواب خود اصرار دارند و به‌جای جبران مافات و دست‌کم‌ عذرخواهی تلویحی از نامهربانی‌ها و سوءتعبیرهای خود در قبال شهدای گمنام، به تحریف واقعیت‌ها همت گماشته‌اند!

    و از همین شگفتی‌هاست که مقام عالی اجرایی استان و معاون ایشان ادعا می‌کند دیدگاه رهبر معظم انقلاب درباره جواز دفن شهدا در محل کنونی، کذب است! و برای تأکید ادعای خود، به سخن  امام‌جمعه فرزانه دیارمان استناد می‌کند؛ استنادی که بلافاصله از سوی برخی منابع آگاه دفتر امام‌جمعه تکذیب شد! تا تذکار دیگری باشد به استاندار عزیزمان که این‌چنین به اطرافیان و اطلاعات آنان خوش‌بین نباشد، و به سخنان مشفقانه دیگران به‌ویژه امتحان‌دادگان میدان جهاد و صداقت نیز بهایی درخور در نظر گیرد.

    استاندار عزیزمان تردید نکند که مجاهدانی همچون سردار باقر زاده و دیگر دلاوران دیروز عرصه رزم و فرمان‌بری از ولایت، امروز نیز به‌واسطه وابستگی به فرماندهی معظم کل قوا ـ اگرنه بیش از شماـ دست‌کم به‌اندازه برخی گردآمدگان پیرامون شما دغدغه حفظ حریم ولایت و صحت استناد به ساحت ایشان را به همراه دارند؛ و البته آن را نه در ادعا؛ بلکه در هنگامه دمیدن در شیپور جنگ و تمییز مرد از نامرد به اثبات رسانده‌اند.

    استاندار محترم یزد ، چنان با حضور این پیکرهای مطهر بیگانه است که حتی بر این موضوع واقف نیست که پیکر پاک این شهدای عزیز با وسیله نقلیه زمینی و از سما دروازه قرآن وارد شهر یزد شده اند!! لذا ادعا می کند: « اگر هماهنگی با مسولین استان و اطلاع رسانی مناسب صورت گرفته بود ، شهدا از فرودگاه مورد استقبال با شکوه مردم قرار می گرفتند و همه تمهیدات لازم از سوی مدیریت استان در این امر به کار گرفته می شد » !!

    از طرفی در کجای دنیا سابقه دارد برای زمینی که هنوز تملک آن قطعی نشده و رضایت مالکین آن جلب نشده (ضلع شرقی حسینیه امیرچخماق) ، برای طراحی بنا هزینه کرده و تصاویر طراحی شده برای آن مکان را به صورت گسترده در رسانه ها منتشر کنند ؟! آیا این اقدامات دوستان کم تجربه شما خود گواه بر برنامه ریزی ایشان برای تنش زایی و شبهه افکنی نیست؟!  

  اینک که به مدد همت و غیرت مردمی، نه تدبیر دولتمردان استان ، این پیکرهای مطهر در مرکز حسینیه ایران آرام‌گرفته‌اند، مردم دیار دارالعباده انتظار دارند مسئولان ارشد استان به‌جای تنش‌زایی و تشنج‌آفرینی مکرر ، به بزرگداشت این عزیزان پرداخته شود ،نه به ناکامی عده‌ای قلیل هدایت‌شده از نهادهای خاص شبه‌دولتی که سعی در غیرقانونی جلوه دادن امر هستند .

    فَتــأمَّلــوا جِـــدّاً

    نویسنده: مرصــــاد بصــیر




رای شما
میانگین (0 آرا)
The average rating is 0.0 stars out of 5.