Skip to Content



تو کليد چشم ها و دل مردم را پيدا کن، قفل آسمان خود باز مي شود. تو مردم را به خوب ديدن و کرامت و جوانمردي برسان، آسمان خود به باريدن خواهد آمد.

به گزارش نسیم صادق، غلامرضابنی اسدی- درختان ایستاده می میرند، هر چه ریشه های خود را به عمق زمین و سرشاخه های خود را به دل آسمان می فرستند، لبی تر نمی شود. کبوترها، کوی به کوی و دیار به دیار می روند، اما دریغ از چشمه ای که به ناز بجوشد و جویباری که به طنازی جاری شود. آهوها، با چشمان معصومانه شان، همه جا را می جویند پی آب و گاه به سراب دچار می شوند، باقی مانده توانشان را به پاهای خسته می دهند و می دوند و می دوند، اما بر حاشیه سراب می میرند، بی آن که به آب برسند. آدم ها، آدم ها، آدم ها، به حسرت روزهای بارانی، سر به آسمان برمی دارند اما گویی زمستان هم ادامه تابستان است، گرمِ گرم، بی نوازش باران و… زمین اما حکایت غریب تری دارد، به مادری می ماند که هم خود تشنه است و هم عطش فرزندانش را نمی تواند تحمل کند و از پا می افتد؛ نگاه کنید زمین را چقدر زخم برداشته است، هزار ترک شده است پوسته زمین و هر ترک به فریاد آب می خواهد، آب… آب… آب. نگاه زمین هم انگار به دست ماست که کاری کنیم تا قفل آسمان گشوده شود.

پس به دعا برخیزیم، پی نماز باران برویم و به زاری و خشیت، با سرهای پایین و چشم های به اشک نشسته و دل شکسته، دست هامان را به آسمان بفرستیم تا «امن یجیب» بخوانند تشنگی زمین را و از خدا «باران» بخواهند، باران و این دست ها، اگر خدا مصلحت بداند، خالی باز نخواهد گشت. این دعا، این باران خواهی این التجا بردن به حضرت کریم، نه در تضاد با تقدیر است و نه نفی علم و کار علمی، بلکه بخشی است از تلاش انسان برای رسیدن به آب.

دانشمندان به کارهای علمی بپردازند، ابرها را بارور کنند، راه های علمی را بپیمایند ولی، این جهان، با همه حسابی که دارد، کتابی هم دارد که سویه دیگر ماجرا را نشان می دهد، سنت خداوند هم هست که اگر مردمان به التجا، به نیاز، دست برآورند، برایشان کاری کند، اجابت دعای باران و نماز باران را تاریخ گواهی می دهد، پس ما هم برگی دیگر رقم زنیم برای تاریخ، با دعای باران، با نماز باران و صد البته در عین دعا، به مشیت الهی هم رضا دهیم که ما شهروندان دیار حضرت رضاییم، امامی که نمازش، باران را به زمین آورد و مقام رضایش، انسان زمینی را به آسمان می برد، با رعایت آداب و مناسک نماز باران و دعای باران، به طلب آب برخیزیم و با معارف دینی، به رضای خداوند راضی شویم، اما…

یادم هست، وقتی دوستی از «بخل آسمان بر زمین» می گفت و پی کلید آسمان بود، گفتمش؛ تو کلید چشم ها و دل مردم را پیدا کن، قفل آسمان خود باز می شود. تو مردم را به خوب دیدن و کرامت و جوانمردی برسان، آسمان خود به باریدن خواهد آمد. به مردم بگو حق الناس و حق ا… را رعایت کنند، با هم مهربان باشند. لب از دروغ و غیبت فرو بندند، زبان به توبه و انابه بگشایند، بگو رو به راه بگذارند و دست به آسمان برآورند، آن وقت لطف حق از هزار راه به آنان خواهد رسید و «حق آبه» زمین همه را سیراب خواهد کرد.

آری، خودمان را درست کنیم، همه راه های رسیدن به باران را مومنانه بپیماییم، به روزی خوبمان خواهیم رسید، همانی که خداوند به کرامت برایمان مقدر فرموده است…

پایگاه خبری تحلیلی «پارس»




رای شما
میانگین (0 آرا)
The average rating is 0.0 stars out of 5.