Skip to Content

یادداشت/ حجت الاسلام دکتر ابویی؛(1)


اگر نهج البلاغه را یاد بگیریم ولی تاثیری در باطن و اعمال و رفتار ما ایجاد نکند، تفاوتی با کوفیان نداریم. کوفیان هم کلام امام راشنیدند، ولی چون معرفت نداشتند بی تفاوت بودند. خوارج هم سخنان حضرت امیر را شنیده بودند ولی ایمان و معرفت نداشتند.

نسیم صادق، به نقل از عصر فرهنگ، علم مجموعه ای از مطالعات و یادداشت و تحقیق و تفحص است. این علم به خودی خود نورانی نیست و نمی تواند نورانیت بخشد. علم تنها در صورتی که الهی باشد، می تواند بر معرفت جوینده  خود بیافزاید. علمی که نور نداشته باشد، صرفاً به حافظه سپرده شود و هدف علم جو فقط و فقط فخر فروشی باشد، نه تنها نورانیت ندارد بلکه وبال گردن هم هست.


روزی طلبه ای جوان خدمت علامه طباطبایی رسید و گفت: اوایل که به حوزه آمده بودم نورانیت داشتم. توفیقات زیادی - از نماز اول وقت گرفته تا نماز شب- نصیبم می شد، ولی الان دیگر حال گذشته را ندارم. مگر نمی گویند «أَلْعِلْمُ نُورٌ يَقْذِفُهُ اللّه‏ُ فِى قَلْبِ مَنْ يَشآءُ»؟ (علم، نورى است كه خداوند به قلب هر كس كه بخواهد مى افكند.)


علامه طباطبایی جواب داد: برف انبار کرده ای.


مواظب باشیم، برف انبار نکنیم! اگر نهج البلاغه را یاد بگیریم ولی تاثیری در باطن و اعمال و رفتار ما ایجاد نکند، تفاوتی با کوفیان نداریم. کوفیان هم کلام امام راشنیدند، ولی چون معرفت نداشتند بی تفاوت بودند. خوارج هم سخنان حضرت امیر را شنیده بودند ولی ایمان و معرفت نداشتند.


کلام حضرت علی یک کلام قدسی است، با کلام مردم عادی قابل مقایسه نیست. ولی به قول سعدی: «باران که در لطافت طبعش خلاف نیست/ در باغ لاله روید و در شوره بوم خس». کشت بذر خوب در زمین لم یزرع، بذر را هدر می دهد. پس حواسمان باشد، اگر با نهج البلاغه انس گرفتیم باید تغییری در رفتارمان مشاهده شود.

 

شقشقیه

عنوان خطبه سوم نهج البلاغه، شقشقیه است. شقشقیه یعنی بغض گلو و غم جانکاه. همین یک کلمه پیام های بسیار دارد:
1. بغض نشان دهنده خشم است.
2. این بغض مدت ها (حداقل 25 سالی که حضرت خانه نشین بوده اند) فروخورده شده است.
3. فروخوردن خشم و دم برنیاوردن حکایت از دوران خفقان 25 ساله دارد.
4. حتی بعد از ایراد خطبه، عده ای از حضرت خواستند که خطبه را ادامه دهد، ایشان امتناع ورزید و فرمود: این  خطبه آهی بود که از دل برآمد. یعنی حتی در زمان ایراد خطبه هم اوضاع جامعه خیلی مساعد نبود.

ولی چرا این شرایط به وجود آمد؟
کسانی که با حضرت علی بیعت کردند، اعتقادی به معصوم بودن ایشان نداشتند. تنها با یک فرد به عنوان خلیفه و سرپرست بیعت کردند تا بیاید و حکومت را به دست گیرد. آن ها می خواستند یکی از صحابه امور مملکت را سامان دهد.

 

در زمان خلافت حضرت علی (ع) افرادی با ایمان مالک، صعصعه و عمار بسیار کم بودند. مردم عادی که شیعه امیرالمومنین ( ع ) نبودند.

 


شیعه یعنی کسی که بین جان و مال خود و امام خود، امام معصوم را ترجیح دهد. مثلاً همین 20 میلیون نفری که علی رغم تهدیدات جدی داعش برای زیارت به کربلا رفتند. این ها بین شهادت و ترک زیارت، شهادت را انتخاب کردند.


در پاکستان، محال است در ایام عزاداری سید و سالار شهیدان ترور و انفجاری در مجالس عزاداری صورت نگیرد. آیا این تهدیدات باعث تعطیلی مجالس عزا شد؟ خیر، هر سال «شیعیان» پاکستان با شور و حرارت بیشتر امام معصوم خود را انتخاب می کنند.

 

مردم کوفه در زمان حضرت علی شیعه نبودند، به خاطر همین امر ایشان بعد از خلافت هم با گوشه و کنایه حرف می زدند. ایشان هرگز به صراحت از ظلم هایی که هنگام غصب خلافت شد، سخن نگفتند. در این خطبه هم ایشان در تشریح وقایع پس از رحلت رسول خدا می فرمایند:« فلاني جامه خلافت را بر تن كرد در حالي كه مي دانست جايگاه من نسبت به حكومت اسلامي چون محور آسياست به سنگ آسيا كه دور آن حركت مي كند. او مي دانست كه سيل علوم از دامن كوهسار من جاري است و مرغان دور پرواز انديشه ها به بلنداي ارزش من نتوانند پرواز كرد.»

 

در آن زمان حضرت علی (ع) دو راه داشت. یا با همان یاران اندک علیه غاصبان قیام کند یا به جهت حفظ اسلام از خطرات آن زمان سکوت پیشه کند. ایشان در خطبه شقشقیه می فرمایند: «پس از ارزيابي درست، صبر و بردباري را خردمندانه‌تر ديدم؛ پس صبر كردم در حاليكه گويا خار در چشم و استخوان در گلوي من مانده بود و با ديدگان خود مي‌نگريستم كه ميراث مرا به غارت مي‌برند.»

ادامه دارد....

حجت الاسلام دکتر محمد رضا ابویی




رای شما
میانگین (0 آرا)
The average rating is 0.0 stars out of 5.