Skip to Content

گفتگویی خواندنی/


هفته پیش خبری مبنی بر رضایت خانواده مقتولی در یزد در رسانه های استان پخش شد که این خانواده در هنگام قصاص قاتل در پای چوبه دار او را بخشیدند.

به گزارش نسیم صادق مادر مقتول، کارمند بازنشسته سلف دانشجویی دانشگاه یزد است که پس از 4 سال انتظار برای اعدام قاتل فرزندش در هنگام اجرای حکم قصاص او را بخشید. خبرنگار روابط عمومی دانشگاه یزد با حضور در منزل زهرا دهقان طزرجانی در خصوص این ماجرا با وی و همسرش به گفتگو نشست. زهرا دهقان طزرجانی از سال 74 با ورود به دانشگاه یزد از طریق شرکت های طرف قرارداد با دانشگاه در بخش آشپزخانه مشغول به کار شد و پس از 23 سال فعالیت در قسمت آشپزخانه خواهران دانشگاه در اول دی ماه 93 بازنشسته شد.

 

 

وی 4 دختر دارد و تنها فرزند پسرش که 21 ساله داشت 4 سال پیش در نزاعی توسط یک جوان 17 ساله با ضربات قیچی در ناحیه قلب و پهلو به قتل رسید. این مادر داغدار گفت: من در این چند سال پس از مرگ فرزندم هرگز انگیزه ای برای بخشش قاتلش نداشتم و همیشه اعدام قاتلش در نظرم بود. وی با بیان حضور بسیاری از افراد و مسؤولان برای گرفتن رضایت می گوید: در این سال ها افراد متفاوت در دانشگاه یزد برای رضایت گرفتن واسطه شدند و خیلی من را در محیط کار ناراحت می کردند تا جایی که حالم بد می شد اما همچنان من بر اعدام قاتل فرزندم اصرار داشتم و این امر تا جایی بود که حراست دانشگاه و پلیس را دخیل کردم و از آزار آنها شاکی شدم.

زهرا دهقان ادامه داد: فرزند بی گناه من را با ضربات قیچی در قلب و پهلوی او کشتند و من نیز از همان ابتدا خواستار اعدام این قاتل بودم اما شوهر من با گذشت زمان راضی به بخشش این قاتل بود و می گفت اگر همان وقت او را اعدام کرده بودند، این مشکل نداشت اما با گذشت زمان من نمی توانم جان یک شیعه را بگیرم.

این کارمند بازنشسته دانشگاه ادامه داد: من به هیچوجه حرف هیچ مسوول، مردم و حتی فرزندان دیگرم را برای بخشش این قاتل قبول نداشتم و تنها اعدام برای من راضی کننده بود اما شب قبل از اعدام پس از اصرار خانواده مقتول آنها به خانه ما آمدند و من نیز گفتم که فردا عزادار فرزندشان خواهند بود ولی همانجا نیز گفتم که اگر خدا خواست و دلم افتاد شاید رضایت دهم و پس از ان رفتند.

این مادر داغدار با اشاره به استرس های شب قبل از قصاص قاتل و زمزمه خوانی های خود گفت: من شب قبل از اجرای حکم تا صبح بیدار بودم و در  نماز خود خداوند و امام زمان(عج) را قسم دادم که به من کمک کنند و با خودم می گفتم که من نمی توانم خون یکی را ببینم و من بچه ام مرده و می خواهم آنها مثل ما نشوند.

زهرا دهقان با بیان چگونگی حضور خود در زندان و حضور مردم در پشت در زندان و حضور در نماز جماعت زندان و آوردن قاتل به همراه انها در اتاق اعدام گفت: این لحظات سخت ترین لحظات زندگی ما و سخت تر از 4 سال دوری از فرزندم بود که سپری شد به نحوی که من از همان زمان حضور در زندان دچار دوگانگی اعدام و بخشش شدم.

وی گفت: در زمانی که ما در اتاقی کنار محل اعدام بودیم طناب دار را به گردن قاتل فرزندم انداختند اما به یکباره یک فردی مشهدی و خادم امام رضا(ع) از مسؤولان خواسته بود که این جوان را به پیش من راهنمایی کنند تا شاید التماس او اثر گذار باشد و من به رضایت قانع شوم.

این مادر داغدیده با توضیح چگونگی اوردن قاتل به پیش خود از اتاق اعدام می گوید: من یک بار قاتل فرزندم را بیشتر ندیده بودم وقتی او را به طرف ما آوردند فرزندانم گفتند که او کیست من گفتم او قاتل برادرتان است، چشمان و پای او را باز کردند و از پشت، دستان او را بستند و از بس اشک ریخته بود، سالن خیس شده بود و دو زانو به پیش ما آمد و من به او گفتم که تو خجالت نمی کشی که فرزند من را کشتی و زندگی من را گرفتی؟ و همه تن فرزند من را قیچی فرو کردی. من اعدامت می کنم!

 

 

وی ادامه داد: وقتی این طور گفتم او یک کلام گفت:  "ببخشم" و من نیز در جوابش گفتم: من می بخشمت آیا خدا می بخشد تو را؟ در این هنگام که قاتل گریه می کرد سرش را روی پای من گذاشت و نعره می کشید و همگی ما نیز گریه می کردیم که این صحنه برابر با داغ 4 ساله ما بود تا جایی که فکر کردم امروز من فرزندم را از دست داده ام.

این جوان از کف پای من تا زانوی من را بوسید ولی من او را دور کردم اما این جوان که همانند فرزندم لباس سفید تنش بود به یکباره به ذهنم چهره فرزندم پیش چشمانم آمد و با توجه به اینکه الان این جوان همسن فرزندم شده بود من با حالی خراب گفتم که با تو معامله نکردم بلکه با خدای خودم و امام زمان(عج) معامله کردم و با اشک های چشمان 4 فرزندم و خودم و شوهرم معامله کردم.

زهرا دهقان گفت: بعد از آن ایستادم و گفتم یا امام زمان یا علی موسی الرضا بخشیدم، بخشیدم و بخشیدم و تمام آن زندان زلزله شد و تمام افراد با صلوات گریه کردند و پسر را برگرداندم و به او گفتم من که تو را بخشیدم، اما تو خود دانی و خدا! ما نتوانستیم ببینیم که خار در پای کسی برود و نمی خواستیم دستانمان را به خود تو آلوده کنیم.

همه که ایستاده بودند من به آنها با صدای بلند گفتم که من به خاطر امام زمان و خدا بخشیدم. نه اعدامش کردم و نه دیه او را گرفتم و هرکس که پشت سر من بگوید دیه را گرفتی و رضایت دادی او را واگذار قرآن می کنم و قاضی دادگاه گفت که خانم دهقان حق شماست که دیه بگیرید ولی من گفتم که من کاری به آن ندارم و نمی خواهم که نان در پول خون فرزندم بزنم و بخورم.

این مادر داغدار در خصوص لحظات بخشش می گوید: آن لحظه بسیار سخت بود و از آن روز که رضایت دادم داغ فرزندم سنگین تر شده است ولی با وجود پاک بودن فرزندم در این بیست سال که او را بزرگ کردم کسی از او نارضایتی نداشت و این قسمت بود که رضایت دهیم.

این کارمند بازنشسته دانشگاه گفت: الان دل من خوش است زیرا می گویم که اگر من هم مثل آنها شده بودم و دستم به خون او آغشته می شد خیلی ناراحت کننده بود و این بخشش به خاطر مردم و حرف های مردم نبود و هر که با من حرف می زد حرف او را قبول نمی کردم و تا جایی که می توانستم جواب نمی دادم.

وی در رابطه با انگیزه بخشش خود گفت: من به خاطر خدا و امام زمان و بهتر شدن جای فرزندم در آن دنیا رضایت دادم و با توجه به اینکه فرزندم پاک و سالم و با خدا بود و خانواده خوبی داشت و هیچ فردی از این خانواده و حتی خودم که 23 سال در دانشگاه با دانشجویان بودم کسی نارضایتی نداشته نمی خواستم از این به بعد نیز کسی از من ناراضی باشد.

این کارمند بازنشسته دانشگاه یزد در رابطه با تعهدکاری خود و خانواده اش گفت: من در چند سال در دانشگاه خوبی های فراوانی دیدم و حتی در این 4 سال نیز کمک مضاعفی در غم از دست دادن فرزندم داشتند.

وی همچنین در خصوص وضعیت خانوادگی خود افزود: پدرم سکته کرده و  دو هفته است که در بستر است ولی با وجود این مریضی در بیمارستان می گفت که مبادا این جوان را اعدام کنی و با بخشش هم این دنیا و هم آخرت را برای خود داشته باش و با توجه به احترامی که به پدر و مادرم داشتم همیشه می گفتم که رضایت می دهم و وقتی این را فهمید خیلی خوشحال شد و به من گفت که چه کار خوبی کردی و الان تمامی خانواده نیز از این رضایت خوشحالند و به نظرم  ‌بخشش یکی از بهترین کارهایی است که انسان ها می توانند در زندگی انجام دهند و دنیا و آخرت را برای خود بخرند.

عکس و گزارش: سیدضیا میررحیمی

انتهای پیام/ع




رای شما
میانگین (2 آرا)
The average rating is 5.0 stars out of 5.